کلمات کفایت نمیکنه واسه نفرت
فک نکن بهت میخوام بگم بیا برگرد
برعکس دور شو از جلو چشام
تف به شرفم اگه باز تورو بخوام .......
هرچی که داشتم گرفتی ازمن
آره حالا خودت شادی حتما
این دل منه که فقط نابود شده
رابطه ی من و تو فقط یه کابوس بوده
حالا که استفادتو کردی از من
دنبال یه ساده ی دیگه هستی حتما......
حالا برو تو
نمیخوام ببینمت دیگه تورو خوب
نفرت توی دل من تو رو کشت
نمیبینی کم بیارم جلو تو.......
رابطمون از اولشم اشتباه بود
عشقی که همه چیزش ادعا بود.......
حالا باید از دلم دور بندازمت
توکه ارزش نداری که فک کنم بت.....
عشقی نیست دیگه بین ما
توکه یه روز بودی واسم تکیه گا......
دفتر عشقمو به روی تو بستم
نمیتونی ببینی که بازم به تو بسته م
من همه چیو دیگه بردم ز یاد
توخوابم نمیبینی که دلم تورو بخواد
همه حرفات کلا دروغ بود از دم
خاطراتتم دیگه جنون دهنده س
ولی باشه همه اینا تجربه بود واسه آینده
تاکه دل دیگه زود
نشه عاشق هرکی که تازه شناسه
نشه عاشق هر بی سرو پا
که مث تو نمک نشناسه
<<امیدوارم این یکی رو هم بتونی خر کنی>>
|